آدما یادشون میره که یکبار بیشتر قرار نیست زندگی کنن

یادشون میره فرصتشون چقدر کوتاهه

یادشون میره آخر خطشون چه شکلی میتونه باشه

اینکه توی روزهایی آخر عمرشون چند نفر میتونن چشم انتظار مرگشون باشن و چند نفر دلواپس مرگشون

اینکه اون لحظه آخر همش حسرت کارایی که نکرده رو میخوره

پیرمرد لحظه مرگ آدما رو دیده بود

دیده بود مرگ چه شکلیه

برای همین به اندازه یه پشکل برای دنیا و آدماش ارزش قائل بود