در هیچ زمانی از تاریخ بشر به اندازه امروز، عموم مردم دنبال جواب این سوال نبوده که «من چی هستم؟»

واقعا ما چی هستیم؟ ماده؟ فرکانس؟ اتم؟ روح؟ تصور؟ باور؟ همه اینا؟ هیچکدوم؟

جواب این سوال رو باید از دریچه دین داد؟ کدوم دین؟ قاعدتا مبنای بحث باید توافقات باشه. نمیشه برای کسی که ملحد هست از قرآن آیه آورد یا مثلا برای زرتشتی از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) حدیث آورد

ولی مشکل این هست که علم هم نمیتونه مبنا باشه چون علم تجربی هست. آیا علم پزشکی امروز، علم پزشکی هزار سال پیش رو تایید میکنه؟

فقط میمونه علوم عقلی. منطق و فلسفه و در صدر آن عرفان

انسان مدرن در فلسفه دیگه مناقشه و دعوا نمیکنه

دعوای انسان مدرن، عرفان هست

عرفان هایی که انسان حیران رو از شرق عالم میکشه به غرب عالم

عرفان هایی که بجای کشیدن نگاه انسان به سمت آسمان، نگاهش را متوجه درون خودش و خودِ خود بودنش میکند

گیر من با این عرفان ها دقیقا همینجا هست

که به فرد می‌آموزد «او» مرکز عالم هست

همه عالم باید فدای «او» شود

البته نه به این زمختی و کج سلیقگی

با روکش های سانتیمانتال و شیک و خیرخواهانه

این مرکزیت «او» را میتوان شروع بحران انسانیت و مرگ رحمانیت بشری دانست